قدرت و مقاومت

زندگی، زمانه و تاریخ را میتوان از زاویهٔ ساختارهای قدرت نگریست.
قدرت در همهجا حضور دارد؛ در تار و پودِ همهٔ نظامهای بشری جاری است. قدرت فقط سرکوبگر نیست، بلکه ماهیتی مولد نیز دارد:
قدرت گفتمانها، «حقیقتها»، روایتها، هویتها و سوژههای زمانهٔ خود را میسازد.
به گفتهٔ میشل فوکو، هرجا که قدرت هست، مقاومت نیز هست.
مقاومت فقط واکنش به قدرت نیست؛ بلکه خود نیز میتواند ضدگفتمان، حقیقت، روایت، هویت و سوژهٔ خاصِ خود را پدید آورد.
در این معنا، ایران در برابر قدرت آمریکا و اسرائیل تنها در سطح نظامی مقاومت نمیکند، بلکه در سطح گفتمانی نیز در حال مقاومت است؛
یعنی با تولیدِ مفاهیمی چون مبارزه با استعمار، استکبار، تجاوز و صهیونیسم، روایت متقابلِ خود را میسازد.
در این چارچوب، مقاومت ایران میتواند در ساختنِ سوژهٔ دفاع از وطن، حفظ تمامیت ارضی و پاسداری از حاکمیت ملی متجلی شود.
بدینسان، مقاومت فقط ایستادگی در میدان جنگ نیست، بلکه نبردی است بر سر معنا، حقیقت و حقِ تعریفِ واقعیت
ok
